و چشمانت راز آتش است
و عشقت پیروزی آدمی ست
هنگامی كه به جنگ تقدیر می‌شتابد
و آغوشت
اندک جائی برای زیستن
اندک جائی برای مردن
و گریز از شهر
كه به هزار انگشت
به وقاحت
پاكی آسمان را متهم می كند
كوه با نخستین سنگ‌ها آغاز می‌شود
و انسان با نخستین درد ...،

در من زندانی ستمگری بود
كه به آواز زنجیرش خو نمی‌كرد
من با نخستین نگاه تو آغاز شدم

احمد شاملو