ايران
وطن؛ پرنده پر در خون!
وطن؛ شکفته گل در خون !
وطن؛ فلات شهید و شب !
وطن؛ پا تا به سر خون !
وطن؛ ترانهی زندانی!
وطن؛ قصیدهی ویرانی !
ستارهها اعدامیان ظلمت
به خاک اگر چه میریزند !
سحر دوباره بر میخیزند !
بخوان که دوباره بخواند
این عشیرهی زندانی
گل سرود شکستن را ..!
بگو که به خون بسراید
این فبیلهی قربانی
حرف آخر رستن را...!
با دژخیمان اگر شکنجه
اگر بند است و شلاق و خنجر
اگر مسلسل و انگشتر
با ما تبار فدایی !
با ما غرور رهایی !
به نام آهن و گندم !
اینک ! ترانه آزادی !
اینک ! سرودن مردم !
امروز ما، امروز فریاد
فردای ما، روز بزرگ میعاد !
بگو که دوباره میخوانم
با تمامی یارانم
گل سرود شکستن را !
بگو ! بگو که به خون میسرایم
دوباره با دل وجانم
حرف آخر رفتن را !
بگو به ایران! بگو به ایران !
ايرج جنتي عطايي
+ نوشته شده در ساعت توسط سوتهدلان
|