مهر و مهرگان
مژده اى دوستان مهرگانست
مهر با هر كسى مهربانست
مهر روز و مه فرخِ مهر
جشنِ فرخنده مهرگانست
گرمى و پاكى و شادى از اوست
فر و شي. دش كران تا كرانست
در دل گرم هر ذره از مهر
يك جهان شورِ هستى نهانست
نور بخشد به گيتى و مينو
شوربخش زمين و زمانست
مايه زندگانى و هستى
اين جهان چون تن و او روانست
اين نگهدار پيمان نمادش
حلقه مهر خورشيد سانست
بهر هر همسرى حلقه مهر
برتر از گوهر شايگانست
زين سبب حلقه مهرورزى
زيب دست همه همسرانست
تا دو همسر به هم مهر ورزند
در گسستن شكست و زيانست
مهر از آغاز بنيادِ هستى
پيك دلها و پيوند جانست
مهر ورزيدن و شاد بودن
خوى ديرينِ ايرانيانست
آفرين خدا باد بر مهر
مهر آيينِ پيرِ مغانست
هفت گام است در مكتب مهر
كز تعاليم مهرى نشانست
برترين حد پالايش روح
قبلهگاه همه عارفانست
مهر، اى نوربخشِ مسيحا
شور جانت در اين كاروانست
دين عيسا ز تو مايه بگرفت
از فروغ تو پرتو فشانست
آن همه سنت و رسم و آيين
از تو در تار و پودش نهانست
مايه هاى تو جانمايه اش شد
جذبه و شور و حالش از آنست
خفته رازى به مهرابه هايت
كز بيانش سخن ناتوانست
چون و چندش نگنجد به گفتار
زانكه برتر ز شرح و بيانست
نور و نيرو و شيدايى و شور
عشق و عرفان و تاب و توانست
توران بهرامي