غنای غم
از غم جدا مشو كه غنا ميدهد به دل
اما چه غم غمي كه خدا ميدهد به دل
گريان فرشتهايست كه در سينههاي تنگ
از اشك چشم نشو و نما ميدهد به دل
تا عهد دوست خواست فراموش دل شدن
غم ميرسد به وقت و وفا ميدهد به دل
دل پيشواز ناله رود ارغنون نواز
نازم غمي كه ساز و نوا ميدهد به دل
اين غم غبار يار و خود از ابر اين غبار
سر ميكشد چو ماه و صلا ميدهد به دل
اي اشك شوق آينهام پاك كن ولي
زنگ غمم مبر كه صفا ميدهد به دل
غم صيقل خداست خدا يا ز ما مگير
اين جوهر جلي كه جلا ميدهد به دل
قانع به استخوانم و از سايه تاجبخش
با همتي كه بال هما ميدهد به دل
تسليم با قضا و قدر باش شهريار
وز غم جزع مكن كه جزا ميدهد به دل
شهريار
+ نوشته شده در ساعت توسط مصطفي
|