محرم پیغام
مطربان رفتند و صوفي در سماع عشق را آغاز هست انجام نيست
كام هر جويندهاي را آخريست عارفان را منتهاي کام نيست
از هزاران در يکي گيرد سماع زانکه هر کس محرم پيغام نيست
آشنايانْ ره بدين معني برند در سراي خاص، بار عام نيست
تا نسوزد برنيايد بوي عود پخته داند کاين سخن با خام نيست
هر کسي را نام معشوقي که هست ميبرد، معشوق ما را نام نيست
سرو را با جمله زيبايي که هست پيش اندام تو هيچ اندام نيست
مستي از من پرس و شور عاشقي و آن کجا داند که درد آشام نيست
باد صبح و خاک شيراز آتشيست هر که را در وي گرفت آرام نيست
خواب بيهنگامت از ره ميبرد ورنه بانگ صبح بي هنگام نيست
سعديا چون بت شکستي خود مباش خود پرستي کمتر از اصنام نيست
سعدی