مفتون گیتی
غمت در نهانخانه دل نشيند
به نازي كه ليلي به محمل نشيند
به دنبال محمل چنان زار گريم
كه از گريه ام نافه در گل نشيند
خلد گر به پا خاري آسمان برآرم
چه سازم به خاري كه در دل نشيند
مرنجان دلم را كه اين مرغ وحشي
زماني كه برخاست مشكل نشيند
بنازم به بزم محبت كه آنجا
گدايي به شاهي مقابل نشيند
طبيب! از طب در دو گيتي ميان
كسي چون ميان دو منزل نشيند
طبيب اصفهاني
+ نوشته شده در ساعت توسط سوتهدلان
|